ملا عبد الله مدرس زنوزى (پدر آقا على مدرس زنوزى طهرانى)

55

لمعات الهيه (فارسى)

از بينه و برهانست . بيان ملازمه آنست كه در مقدمه ممهده مذكور شد كه ماهيت در حد نفس خود نه موجود است و نه معدوم بلكه نسبتش بهردو در حد سوائيت است ، زيرا كه كلام در ماهيت بمعنى دوم است كه در مقابل وجود گفته مىشود نه بمعنى اول كه شامل وجود نيز مىباشد ، و الا نزاع مرتفع و خلاف از ميانه برداشته خواهد شد ، چنان كه بر متأمل متفطن مخفى « 1 » و مستور نيست ، پس هرگاه از براى وجود ، حقايق خارجيه نباشد كه به خودى خود متحقق و موجود باشند و منحصر باشد به آن معنى عام و افراد اعتباريه ، وجود نيز در حد نفس خود معدوم و يا نه موجود و نه معدوم خواهد بود زيرا مفروض اينست كه آن معنى عام و افراد اضافيه آن ، و از جمله اعتبارياتست و احدى را نيز در اين مسأله خلافى و نزاعى نيست ، و هردو معنى كه هيچيك متحقق و موجود نباشند و عينيت و خارجيت از براى آنها ثابت و متحقق نباشد انضمام آنها مفيد موجوديت و اجتماع آنها مفيض عينيت و ازدواج آنها مولد خارجيت نمىتواند شد . ذات نايافته از هستىبخش * كى تواند كه شود هستىبخش [ اقامهء برهان بر اصالت وجود ] توضيح و تنقيح ملازمه آنست كه هرگاه ماهيت - به شرط لا - اخذ كرده باشد معدوم خواهد بود ، و هرگاه - لا به شرط - اخذ كرده شود نه موجود و نه معدوم باشد ، مفروض اينست كه وجود منحصر به اين امر اعتباريست و آن را نيز عينيت و خارجيت متحقق نيست ، پس او نيز معدوم يا نه موجود و نه معدوم خواهد بود ، بااينكه انضمام معدوم بمعدوم و ثبوت معدوم از براى معدوم و هم‌چنين انضمام نه موجود و نه معدوم با نه موجود و نه معدوم و ثبوت يكى از آنها از براى ديگرى از آنجهت كه نه معدوم و نه موجود ميباشند متصور و متعقل نيست ، اگر مؤكد معدوميت و يا نه معدوميت ، و نه موجوديت نباشد ، مفيد موجوديت و تحقق نخواهد بود . سبحان اللّه چگونه عاقلى كجا مانده فاضل تجويز مىكند كه از ضم نيست « 2 » به نيست ، هست حاصل آيد ، و از انضمام لا شىء ، بلا شىء ،

--> ( 1 ) - زيرا كه در اين صورت هيچيك از دو فرقه نافى كلام ديگرى نيست ، على الطهرانى عفى عنه . ( 2 ) - مخفى نماناد لطف اين عبارت و دقت اين كلمات متفطن باش . منه